"میم"
نویسنده : محدثه - ساعت ۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱
 

 

می خوام امروز متفاوت باشه، پا میشم و سی دی هدیه تولدم رو می ذارم تو ویدئو، خونه پر میشه  از  صدای آهنگ، حتی سعی میکنم صبحونه متفاوت باشه، می رم بیرون، کتاب فروشی و کتاب با ترجمه ی دکتر برکت!

مهمونی و کلی خنده و خوش گذشتن، به ساغر میگم؛ میدونی از وقتی تونستم خیلی سخت.. ببخشم واسم آسون شد بخشیدن آدما؛ الان خیلی سریع تر میتونم این کارو بکنم، ببخشم و دعای خیر هم بکنم..

 

 جالبه! دو تا تاپ خوشگل هدیه می گیرم( غیر منتظره بود! اینم متفاوته!)، شام و با بچه ها تو رستوران دلخواه می خوریم، تو راه برگشت خواهرت میگه ماشین بقلی رو نگاه کن!...