...
نویسنده : محدثه - ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢٥
 

هميشه فکر ميکردم خوب بلدم با واژه ها بازی کنم.اما الان که خواستم بهتون نامه بنويسم ديدم اين منم که تو واژه ها گم شدم. يه نوار از واژه ها جلو چشمن و نمی تونم جمشون کنم.شايد ناتوانی و اغرار به اون يه قدم به جلوست.

٬شيفتگی به معنای(خداوند را در درون خويشتن داشتن)است.٬

يه...يه...يه قدم به سمت شيفتگی!

ومن می خواهم تو(شما) را برای هميشه داشته باشم.کمکم ميکنی؟؟؟!

هميشه وقتی چيزی رو خيلی می خوام فقط ـ فقط،از خودت می خوام.حالا که خودتو بيشتر از هميشه می خوام بازم از خودت می خوام!عجيبه؟! و شايد حکمتی که .....

اينم نامه ناتموم من به شما بقيشو از تو دلم می خونين لطفا؟!

                                               <<ياهو>>

خدايا،