لمحه

بهار و رعد و برق هاش، چیزی یادت می آید؟

 

 

پ. ن: سال ها

/ 3 نظر / 26 بازدید
آفتاب پرست

دختر بچه ای که میخندد.. آنقدر که اشکهایش سرازیر میشود...! نمیدانم هم چرا دقیقا! رفیق! ما اینجا هم میایما!

ریحان

می رم به عید 91... یک شب بارونی... برفراز تهران... یک شام...نگاهها.دست ها... یک شب بارونی با رعد برق هاش ولی خوش بودم اون شب بارونی...خوش

وارتوش

دالیییییییییییییییییییی[نیشخند] من اومدم محدثه[ماچ]