همین حالا

من دنبال جمعیتم

میان چشم های تو

/ 10 نظر / 7 بازدید
سهيل

چشم​هايت رد پاي بغض​هاي من است

آفتاب پرست

محدثه عزیزم... کلمات برای همدردی گنجایش ندارند فقط... قوی باش.

وحید پورزارع

این کشتی عاشق غرق شدن در آب­های خلیج توست خجالت می­ کشم بگویم به دریا بزن بانو آن دورها فانوس برای ما روشن نیست به همین آتش سیگار اعتماد کن سلام با سرگیجه به روزم

نیلوفر

میان چشم هاش/ جمعیت را بی خیال/ چشم هاش را...

نیلوفر

جمعیت... جمع یت... "جمع"یت. راست میگی. . چقدر خوشحالم که نوشتی: "رتبه ها اومد! خوب بود." . مبارک ات باشه.

مسافر شب

جمعیت؟!! پریشانی موزون افکاره، شلوغی و هرج و مرج هم میتونه باشه. در ضمن بماند که حافظ هم گفته : کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم .. که این خودش یه بحث دیگه است اما میان چشم های تو !!! دنبال هیاهو و شلوغی میان چشم های تو !! عجب شبه جمله های بی اعتباری که در عین حال مرموز و قابل فکر هستند که به عدد آدمهایی که میخوننش، تفسیر خواهد داشت . فرافکنی نویسنده برای اینکه در عین اینکه خودشو تخلیه کرده، دیگران را از مسیر حقیقت یابی افکارش منحرف خواهد کرد. روش جالبی نیست سرکار علیه محدثه خانم اما سیاست جالبیه توفیق روزافزون شما ذکر نیایش ما و ملائکه

مهرداد

ولي من دنبال اون ميگردم ميان جمعيت

مهرداد

بر من در وصل بسته ميدارد دوست دل را به عنا شكسته ميدارد دوست زين پس من و دل شكستگي بر در او چون دوست دل شكسته ميدارد دوست نميدنم چرا ناراحت ميشه وقتي دلتنگش ميشم خودش ميدونه كه هيشكي رو مثل اون دوس ندارم من كه عشقم بدون طمعه ... خودشم ميدونه چند سال ازم بزرگتره.مگه گناهه كسي رو دوس داشته باشم كه چند سال از من بزرگتره چرا وقتي ناراحته نميگه از چي ناراحته؟ فقط سكوت ميكنه و من گيج و منگ ميمونم كه آيا اشتباهي كردم؟؟؟ ببخشيد محدثه خانم امشب دلم گرفته بود خيلي [گل]