سبزوآبی

فکر کنم در خواب و بيداری بودم که ناغافل کوبيد.منتظرش بودم اما دير کرده بود.شايد آنقدر ««مرد(ببخشيد زن) اگر و شايد و اما شده بود»»م که اگر می آمد هم، صدای گامهايش را نميشنيدم.

خوب پس خوب شد که زودتر نيامد،شايد آن وقت دل گير ميشد.اما حالا که آمده می خواهم به يمن قدمهايش دورنگ باشم!سبز وآبی.

راستی من فکر ميکنم بهار ترکيبی است از دو رنگ دلخواهم:سبز و آبی....اااااااامممممم يه کمی صورتی؟يا سفيد؟ شايد اما به نظرم آن رنگ های قالبش همان هاييست که گفتم09.gif

و من به يمن قدمهايش،خاطراتی خواهم ساخت که چه باشم و چه نباشم به يادشان چشمانت بارانی شوند.

آن وقت آرزو کن!ايمان دارم که به حرمت چشمهای بارانيت آرزويت برآورده خواهد شد و خدامان لبخند خواهد زد.اگر بودم با سرانگشتانم اشک هايت را در قاب نگاهم جاودانه خواهم کرد و اگر نبودم کنار لبخند خدامان مرا نيز گشاده رو خواهی يافت و يقين دارم که آنگاه تمام فرشته ها هم خواهند باريد و تمام آدم ها زمزمه خواهند کرد کاش...........

/ 6 نظر / 8 بازدید
سجاد

سلام * متن قشنگی بود و همچنين انتخاب دو رنگ سبز و آبی ولی نميشه حدس زد منتظر چه کسی هستی ؟؟؟؟؟؟؟؟ * سبز باشی

یه قطره اشک

سلام وسال نو مبارک خوبی آبجی خدا کنه همیشه شاد باشی نمی دونم سال گذشته واست چه سالی بود اما خدا کنه امسال سال خیلی خیلی خوبی داشته باشی

آواژیک

بهار که می آید درخت و گل وپروانه تازه می شوندو نو، آدمها هم همینطورند...اگر عشق پادرمیانی کند...ایام از شما مبارک باد، ایام می آیند تا از شما مبارک شوند مبارک شمایید.

نازیلا

خیلی وقته اینجا نیومده بودم! ... سال نوت مبارک محدثه جان... دیر سر زدنم رو به حساب بی توجهی نذار! ... همیشه خوشحال از وبلاگت بیرون میرم!

عرفان

سلام..مرسی...بهار؟ سياه نداره توش؟! فکر کنی داره ها! بازم بيا پيشم..آپ کردم..مرسی عزيز....

عرفان

محدثه سلام..خوبی؟ مرسی که سر زدی.. امروز يه چی ديدم خيلی ناراحت شدم..تو به من لينک دادی و منم فکر می کردم بهت لينک دادم..اما امروز ديدم لينکت نيست تو بلاگم..به خدا خيلی شرمنده شدم..اميدوارم ببخشی منو..همين الان بهت لينک می دم..بابا من آخر لينکام يه توضيح گذاشتم گفتم اگه لينک دادين ولی من ندادم بگين.. به خدا شرمندتم..مايدوارم ببخشی... بازم بيای پيشم خوشحال ميشم...شاد باشی.