یوسف آباد، خیابان سی و سوم و احساس مشترک

وقتی واسه اولین بار خوندمش و دیوونه شدم از احساسی که اونقدر ملموس تشریحش کرده بود و من عین ش رو زندگی کرده بودم، می دونستم بازم می خونمش... و امروز که سارا قرارو عقب انداخت و من آماده بودم و  وقت داشتم، نشستم به دوباره خوندنش...

علی رغم نقدهایی که دربارش خوندم دوسش* دارم و از نویسندش ممنونم

*:یوسف آباد، خیابان سی و سوم نوشته ی سینا دادخواه

/ 0 نظر / 18 بازدید