One year's passed

وقتی که در جوابم می نویسه:

Your words filled me with joy and enthisiasm. I do believe, once more, that with the ones like you, sunrise is still meaningful.

که شک ندارم که که برای اون هم سی ام مهرماه سالِ پیش ببار نشستن تموم چیزایی بود که تو این سالها در کنارش رو هم گذاشته بودیم... که نه فقط کار یک سال و دوسال بود... که من تموم خودم رو ذره ذره ریخته بودم توش... که باهاش سعی کردم پل بزنم رو وادی هایی که ازشون هراس داشتم تا یا قبلش نادیده گرفته بودم... اینکه همین الان دلم فشرده می شه وقتی فکر می کنم حداقل این بخش از زندگیم رو قبول و دوست دارم...و هزار باره هم که برگردم، "می خوام" که از نو با تموم سختی هاش، زندگی ش کنم...

/ 0 نظر / 30 بازدید