من شعر هام را

شب ها

به هیچ می سپارم

و صبح ها

مثل نوزادی مرده

فراموش شده اند

 

بی ربط ن:

جشن تموم میشه، سی دی هام رو میاره، گاه دیدن کاور یه سی دی هم می تونه خرابت کنه و حس کنی تموم خنده های چند لحظه پیش دور شدن...

/ 1 نظر / 5 بازدید
واسع علوی

نمی دونم چیزی که می خوام بنویسم چقدر ربط داره به چیزی که شما تو ذهن داشتین از نوشتن این پست. ولی یاد حرف لنی افتادم تو کتاب خداحافظ گری کوپر. که می گه زنده بودن مال بالای دو هزار متره. زیر دو هزار متر هر کاری که لازم بود باید برای زنده بودن بکنی. مهم نیست. چون تو ارتفاع صفر بالای سطح گه، مردی. هر کاری که بکنی جزء زندگیت حساب نمی شه... شب ها، وقت نوشتن، وقت شعر، وقت کتاب، وقت فیلم، من بالای دو هزار متر دارم زندگی می کنم...دارم اسکی می کنم توی همه ی اون برفایی که لنی می کرد...