It may go on after 'the end'

تازه بعد از نقطه گذاشتن ها شروع می شود. با سرعتی سرسام آور و باور نکردنی. می کشاندمان. خیلی وقت ها من را بیشتر... آنقدر که سال ها برام حکم ماه و ساعت را پیدا می کنند...

این بار اما برای من خیلی زود متوقف شد، بسته بودمش و عین خیالم نبود. آن طرف اما همه چی فرق داشت این را از سرک های گاه و بی گاه می شد حدس زد، اما حرف زدن از بلاهت و سرزنش خودت را نه!

من اما خودم را فقط یک جفت چشم و گوش در آستانه ی دری فرو رفته در تاریکی و سایه می بینم، و تو بی اعتنا می رقصی...

خندیدن ساده ترین واکنش ممکن است، وقتی تشبیه می شوی به تماشاگری که تنها چشم هاش کار می کنند و بی خیال چرخیدن های تنهایی کسی روی صحنه ایست که یک طرفش خالی مانده...

/ 4 نظر / 8 بازدید
ریحان

نقطه سر خط را که می گذاری، تازه همه چیز شروع می شود. می افتی در دور باطل روزها و شب ها. تو رهایش می کنی ولی رهایت نمی کند... چرا؟

ریحان

بنویس دختر...نوشته های تو منو آروم می کنه... می بردم به یک دنیا دیگه

ریحان

جانم؟

ریحان

این سکوتت دارد مرا می کشد...راستی برایم پیغام گذاشته بودی و آدرس همین جا بود دوباره...جای دیگری منظورت بود؟