دوست دارم امروز رو هرگز از ياد نبرم،می نويسم

امروز يه دوست چيزي گفت كه حس كردم چقدر از آشنايي با چنين آدمي خوشحالم،آدمي كه اگه بهم بگن بدترين كار ممكن رو انجام داده(بعيده) شايد يه ذره از احترامي كه نسبت بهش دارم ( و پيدا كردم) كم نشه.

آره وقتي يه در بسته ميشه يه در ديگه وا ميشه!(لحنش تو گوشمه)

و اگه پشت اون در كسي هست كه از نگاه بالاتر از دو تا چشم بزك كرده نمي ره، و از سبز اونها جز اينكه شبيه چشم هاي فلان شخصيت محبوبشه، و يا از اشك ها جز مايعي كه- وقتي آدم پياز خرد مي كنه از چشماش مي بارن-رو نمي بينه بهتره كه اون در بسته شه.

دوستي كه اونقدر بزرگه كه بچگي هاي يه دوست رو مي بخشه،كسي كه برات آرزوهايي مي كنه كه شايد ديگري حتي بهش فكر هم نمي كنه،كسي كه وقتي نگاه مي كني مي بيني سالها پيش كنار تو،تو يه گروه همبازيت بوده .

كسي كه سالهل پيش(در حدود 16 سال پيش) با ماژيك هاي همديگه نقاشي مي كردين،كسي كه اونقدر سرگرمت مي كرد كه صداي خانم مديرو كه از پشت بلندگو مي گفت- مامانت اومده دنبالت بايد بري-رو نميشنيدي،كسي كه الان واسه خودش كسي شده،كسي كه بهت مي گه به خدا سخت مي گيري،كسيكه وقتي بهش ميگي ديشب ياد داداشش بودي و فاتحه خوندي نمي دونه شاد شه يا ناراحت.

كسي كه اينقدر فهميدست كه نمي دوني چطور...كسي كه اينقدر مهربونه كه مي گي از بس مهربونه...

كسي كه وقتي در جواب پيغامت ميگه-دوست كوچولوي مهد كودكي من... قلبت...

به پدرام كه حرفهاي برادرانش يه دغدغه ي عظيم رو ازم گرفت

پ.ن:فالهاي حافظي كه ميگرفتم اغلب يه غزل خاص ميومد!،ديشب برادرم (محمد) شعري رو كه با نيت پاكش و به خواهشم باز كرده بود رو برام ميل كرد،عجيب حاكي از لساني در غيب بود!

به يه جاييش عمل نكردم حتي(شايد) خلافش رو انجام دادم اما حس مي كنم كار درستي رو انجام دادم،حس مي كنم تمام آسمون رو يه لبخند ناز پر كرده،(البته من خوب مي دونم كه اصلا بنده ي خوبي نيستم)

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسافر شب

در مورد مطلبتون نظری نميدم .. تعريف يک دوست از ديد شما ( هر چند خيالی) انحصارا متعلق به باور و احساسات فرامادی شما داره .. نه تنها من بلکه هيچ کس ديگه ای هم نميتونه در باورهای شما اظهار عقيده کنه .. به همين سبب زبان در کام بهتر تا بيان از سر ... موفق و مويد باشين .

سجاد

سلام * ممنون که بهم سر زدی و واقعا زيبا نوشته بودی و واقعا خوشا به حالت که ۲ نفر هستيد که عاشقانه همديگر را دوست داريد که شايد حسرت برای خيلی ها باشد کسانی که عشق اين بزرگترين نعمت خداوندی را با هوس به اشتباه گرفته اند خوشا به حالت و درود به عشق پاکت * شاداب و پاينده و پيروز باشيد

نازيلا

تيچر! اگر ما بخوايم بگيم يکی رو دوست داريم به انگليسی چی ميشه؟

محدثه

سجاد جان،من اين آدم رو نه عاشقانه که دوستانه دوست دارم،و فکر نمی کردم متنم تا اين حد ايهام داشته باشه فقط تشکر و توصيف يه دوست واقعی بود يه دوست قديمی که دوباره دوستيش حس ميشه(لفظ برادر نشون دهندش هست)

سجاد

سلام * شرمنده از برداشت بد من ولی اميدوارم به اون جاهائی هم که گفتم کشيده بشه * شاداب و پاينده و پيروز باشيد

شهرام

حسرت سلام به تو اي غريبه سلامي كه كوله باري از غم و تنهايي را به دوش مي كشد و به غريبه اي كه از ديار دور آشنايي آمده اي دياري كه در سايه ابهام و ترديد قرار دارد دياري كه رنگ طلايي دوستي در آن به سياهي بدل شده و همه با هم غريبند و ديگر آشنايي نيست كه با تو سخن بگويد هر كس در پي آزار توست هركس به فكر زدن تيري به آينه دل توست تيري به زهر نفرت آكنده است دوستدار همیشگیت شهرام

امير

سلام . راستش عنوان نوشته تون منو به فکر انداخت : « دوست دارم امروز رو هرگز از ياد نبرم ٬ می نويسم » ... يعنی واقعا ميشه روی اين فضای مجازی بعنوان يه دفترچه خاطراتی که مثلا سی يا چهل سال ديگه که ورقش زدی از خوندن خط به خطش هیجان زده بشی ٬ حساب کرد ؟

موسي

وقتي يه در بسته ميشه يه در ديگه وا ميشه ..... درسته... سلام . من هم به روزم.

موسي

سلام دوباره دوست خوبم ممنون که آمدی. اما راستش برام عجيبه که دوست خوبی مثل شما وقتی حتی زحمت می کشه و کامنت هم می ذاره....چرا کارم رو نقد نمی کنه و اصلا درباره ی مطلبم چيزی نمی نويسه ؟!!! به هر حال ممنون از لطفت. راستی ! درباره ی سوالت بايد بگم که اسم عزيز ترين کسی که داشتم...محدثه بود...

عرفان

خوشحالم که همچين دوستی داری..می دونم که اين چنين دوست واسه آدم نعمتيه..قدرشو بدون.... اينکه کارت به عقيده ی خودت درست کافيه. البته به نظر من. موفق باشی هميشه ايشالله.