تنها بهانه ای تا...

سر شب چندبار ازت حرف می زنم...

کرکتر روایت می میره...

من به تو فکر می کنم...

بی اختیار بهت پی ام می دم... اولین دیوونگی تو این چند ماه بی خبری...

و باز قصه ی صبوری ما...

پ.ن: فقط اشک می شم...فقط...

پ.ن:جوابی در کار نیست، می دونم...

/ 0 نظر / 19 بازدید