با همه ي دير رسيدن هايم ،رسيدم و تو با همه ي زود رسيدنت و ناله هاي متعاقب،خيلي مانده برسي. باورت مال خودت .به خيالت كه چه ساده،دير ميرسد و…من در راه آنقدر بزرگ مي شوم كه چهره ام ناشناس مي شود و حيرتم افزون از حماقتي كه نام مهر بر آن گذاشته بودم. ديگر نه واژگانم درد مي كند و نه وجدانم. دلم براي دخترك آن طرف آينه تنگ مي شود و مي دانم كه جز رفتنم راهي نيست. ديدن اشك هايش را طاقتم نيست و مي دانم جز رفتنم …ديگر هيچ راهي نيست. پ.ن:خداي من ناظر باش كه كارمان رسيده به جايي كه بر مهربانيمان نام حماقت مي گذاريم و بر خاطره ي محوش اشك ميريزيم.

/ 8 نظر / 8 بازدید
دلشکسته

گاهی انسان رو وادار به داشتم همچين تفکری ميکنند .متاسفانه

احسان

وبلاگتون خيلی عاليه..................

مسافر شب

سلام .. در مورد مطلبتون بحث ميکنيم : مهم در مسير ، مقصد هست نه زمان مسير .. در حقيقت، مقصد ، خير مطلق آدمی است .. واسه همين موضوع بود که حضرت علی فرمودند : انسان مامور به وظيفه هست نه نتيجه ( که به جاش اگه دوست داشتين مفصلا در مورد اين حرف مولا صحبت ميکنيم) .... /// لذت مقصد تمام رنج مسير را پاک ميکنه و چه تفسير زيبايی داشتين با عبارت ¤ ناله های متعاقب¤ از کسی که مقصد را درک نکرده ... // اما باور مال خودت اشتباهه چرا ؟ چون که ما حتی ميتونيم با باورهای غلط و منحرف افراد (‌چه از روی ظن و چه باطن) ميتونيم مسير درست را بهتر تشخيص بديم .. به اين موضوع فکر کنين که وقتی شخصی در مسير مقصد شما ، دانه های پليدی پخش ميکنه ، شما چون به خودتون اعتقاد دارين قرار نيست از مسير منحرف بشين پس اين کار اون در حقيقت لطفی است بر ذهن شما که باعث ميشه با عناصر منفی که در مسير باهاش ممکنه روبرو بشين و ذهنتون درگيرش بشه ، زودتر آشنا بشين و تجربه ی قبل از آزمايش در اختيارتون قرار ميگيره

جاهد

سبز باشی... فقط همين.

محمد

حسي كه داري كاملا قابل درك شدنه اما فكر كنم اگه در مورد كارهاي آدمها جدا از اون جسمي كه ميشناسيم قضاوت كنيم كمتر ناراحتي ميكشيم.

مصطفی

به تو سلام! آیا به نظر شما حضرت زهرا دروغی بیش نیست؟ بی صبرانه منتظر پاسخ شما هستم

ّهداک

دير رسيدن . باز دير رسيدن .. حالم را بد می کند .

علی

مرا هزار اميد است و هر هزار تويی شروع شادی و پايان انتظار تويی .... بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت، چه بود غير خزانها، اگر بهار تويی؟ .... دلم ز هر چه به غير از تو بود خالی ماند در اين سرا تو بمان، ای که ماندگار تويی .... شهاب زودگذر، لحظه‌های بلهوسی‌ست، ستاره‌يی که بخندد به شام تار تويی .... جهانيان همه گر تشنگان خون منند چه باک زان همه دشمن؟ که دوستدار تويی .... دلم صراحی لبريز آرزومندی‌ست مرا هزار اميد است و هر هزار تويی