تو اين همه عشق ما کجاييم؟

و باز، باز بوی اسفند می آيد،همان بوی غريب همان، که امسال خيلی بوی سيب می دهد و شايد هم بوی حرم حبيب.

بوی موج می شنوم ،بو کن! عشق راهش را روی موجها يافته و می رود،می رود.

شما را نمی دانم اما اين روزها عاشقم.عاشق اين بوی غربت واين همه عشق.

امشب از آن شبهايیست که حال اينجا بودن ندارم.کاش يکی از آن جاهايی بودم که می خواهی فقط خودت باشی و او و غرق شوی در اشک بر آنچه اين نوزده سال گذشته است .

آن وقت شايد تنها به حرمت چشمهای بارانيت عنايتی می شدو می گفتند که کجايی؟ کجای اين همه زندگی؟!

                                                                                      التماس دعا

/ 4 نظر / 9 بازدید
دوست دلهـــا

کجا ؟ ... از عنوان مطلبتون خيلی خوشم اومد ... از اون سوالايی که ذهن آدم رو حسابی مشغول می کنه ... التماس دعا ...

erFan 31000(سرطان)

وصف زيبايی از حال و هوای غريب محرم کردی...حال هوايی که آدمو حالی به حالی ميکنه.... و چه شکوه زيبايی دارد غربتی عاشقانه در زير بارون های زمستان... قلمت مستدام محدثه خانوم.. پايدار باشيد

erFan 31000(سرطان)

من به روزم..... اگه دوست داشتی سر بزن.. ...هميشه دوست داشتم تلخ بنويسم...تلخ نوشتن تو خونمه اصلا طعمی جز تلخی بلد نيستم مثل يه شکر تلخ..